تکنیک تبدیل سطوح در بازار چیست؟ و روش کاربرد آن چگونه است؟
آیا شما معامله گری هستید که در افق بازار منتظر می مانید تا با نزدیک شدن یک موقعیت خوب و یک استراتژی برنده حرکت خودتان را انجام دهید ؟ یا نه . شما معامله گری هستید که در تمام اوقات در بازار معامله می کنید چون فقط باید در با زار باشید؟ طیف گسترده ای از معامله گران از دسته دوم هستند چون آنها نمی توانند به خودشان کمک کنند اینها معامله گ رانی هستند که روی نمودارهای 15 دقیقه 5 معامله را در همان زمان معامله انجام می دهند ، آنها هیچ طرح و برنامه ای ندارند و برایشان هم مهم نیست فقط می خواهند در بازار باشند ، سفارش بگذارند و با شتاب زده در بازار حضور داشته باشند .
به زبان خیلی ساده : منطقه "شکار قیمت" منطقه ای است که با احتمال قریب به یقین معامله گران آن را با قاطعیت به دام میاندازند – این منطقه سه ویژگی دارد :
منطقه قیمتی که از یک حمایت قدیم به یک مقاومت جدید یا از یک مقاومت قبلی به یک حمایت جدید برخورد می کند (flip) تبدیل سطح نامیده می شود .این قیمت می تواند به عنوان یک عامل کلیدی با اطمینان بسیار بالا در موقع معامله به کار گرفته شود چرا که ما می دانیم سطوح مهم حمایت و مقاوت بارها مورد آزمایش قرار گرفته و مورد عمل واقع شده است . یک مثال ازقیمت (flip) تبدیل سطح درشکل زیر توضیح داده شده است ، در این مثال قیمت از یک حمایت قدیمی به یک مقاومت جدید نوسان کرده است
در یک مثال مخالف دیگر می توانید ببینید که مقاومت قبلی شکسته شده و سپس قیمت (flip) تبدیل سطح در سطح حمایتی جدید برای آنکه جهش بعدی را آماده کند نگهداری شدهاست .
این الگو یکی از قدرتمندترین و عمومی ترین الگو ها در بازار مالی می باشد و مورد توجه معامله گران متعددی می باشد و به طور نزدیک مورد توجه قرار میگیرد و به صورت های مختلف مورد یادگیری قرارمی گیرد . معامله گران وقتی اولین سطح شکسته شد، شکار را آغاز می کنند . به عبارت دیگر وقتی که اولین حمایت یا مقاومت شکسته شد و قیمت حول آن حمایت و مقاوت شروع به (flip) تبدیل سطح نمود معامله گران اماده می شوند و سطح جدید را به عنوان یک حمایت یا مقاومت جدید نگه می دارند . معامله گران می توانند به راحتی و در تمام تایم فریم ها این الگو را ببیند و مشاهده کنند که بارها و بار ها تکرار شده است . قیمت های (flip) تبدیل سطح در تمام تایم فریم ها از حمایت قدیم به مقاومت جدید مشاهده می شود و این " پشتک و وارو" کلید اصلی بازار مالی می باشد و برای تقاضا و عرضه کار می کند. در شکل زیر نشان داده شده است که قیمت های (flip) تبدیل سطح چگونه کار می کند و بارها و بارها در تایم های زمانی مختلف در بازار کار می کند
چطور منطقه شکار را پیدا کنیم ؟
# استفاده از " نمودار روزانه " برای پیدا کردن " منطقه شکار " معنایش این است که شما همه مناطق کلیدی را در چارت روزانه علامت خواهید زد ، این به معنای آن نیست که شما همه معاملات خود را در نمودار روزانه انجام خواهید داد . اگر یک منطقه شکار در نمودار روزانه شناسایی شد سایر تایم فریم ها از جمله 12,8,4,2,1 ساعته هم می تواند در معاملات اقدام شود .
# بهترین و مهم ترین سطح ها در نمودار روزانه مشخص می شوند البته هیچ تفاوتی برای انتخاب تایم فریم نیست ولی ما "منطقه شکار" را در نمودار روزانه مشخص خواهیم کرد و سپس پله پله به پایین حرکت می کنیم تا عملکرد قیمت را برای معامله پیدا کنیم .
# ابتدا باید روند را پیدا کنیم ، بدون وجود یک روند شفاف و قابل ملاحظه هیچ منطقه شکاری نخواهیم داشت ، احتمالا می توان معاملاتی بر اساس سطوح حمایت و مقاومت انجام داد اما بدون " روند " منطقه شکاری نخواهیم داشت.
یک اشتباه مشترک که توسط معامله گران اتفاق می افتد . ؟
وقتی که روند را شناسایی کردید ،حالا باید به دنبال مناطق ویژه ای باشید که معاملات شما بااحتمال بالا با این روند به انجام برساند و این همان منطقه شکار است .مهمترین مطلب درباره عملکرد قیمت این نیست که آخرین کندل کجا بسته شده است یا کندل وارد منطقه شده است یا نه ، این داستان قیمت است که معامله از کجا وارد می شود . شما می توانید یک سیگنال خوب داشته باشید اما اگر در منطقه اشتباه روی نمودار باشد احتمالا معامله خوبی نخواهد بود . در نمودار روزانه زیر به وضوح یک روند نزولی در آن مشاهده می شود و همینطور منطقه (flip) تبدیل سطح در آن مشخص شده است ، حالا با یک احتمال زیاد معامله گران می توانند در تمام تایم فریم ها یک معامله کوتاه را بگیرند .این منطقه شکار در نمودار روزانه مشخص شده است بنابراین معامله گران می توانند به تایم فریم های پایین تر نگاهی بیاندازند چون طرح معامله گری در این منطقه می توان با احتمال زیاد معاملات کوتاه مدت را به انجام رساند.
بهترین معامله گران تصادفی وارد معامله نمی شوند ، آنها برای معامله اشان کمین می گذارند همانطور که یک ببر از لای بوته زار به دنبال شکار می نشیند .تفاوت بین بهترین معامله گران و آماتورها این است که معامله گران حرفه ای می دانند دقیقا به دنبال چه هستند ؟ و اجازه می دهند که بازار در خدمت آنها باشد این معامله گران هیچ فشاری به بازار نمی آورند ، آنها با آرامش منتظرمی مانند تا بازار به آنها نزدیک شود . اما تازه کارها در طرف مقابل با استرس وارد بازار می شوند و بدون هیچ ایده ای که واقعا به دنبال چه می گردند ؟
این خیلی مهم است که معامله گران سفارشات خود را در مناطق ترجیحی صحیح بگذارند . تعداد زیادی از معامله گران ابتدا به دنبال سیگنال می گردند و سپس خط روند را جستجو می کنند و اینکه آیا یک مقاومت از آن پشتیبانی می کند یا نه برای مثال یک معامله گر به دنبال یک دوجی ( pin bar) می گردد بعد به دنبال آن است که آیا خط حمایتی با آن جفت می شود ؟و آیا خط روندی وجود دارد ؟با این روش ده ها سیگنال با احتمال بسیار پایین وجود خواهد داشت و این کار را برای معامله گر سخت می کند که آیا سیگنال واقعا از یک سطح خوب آمده است یا نه ؟
معامله گران باید ابتدا منطقه شکار خود را علامت گذاری کنند و برای معامله اشان کمین بگذا رندخیلی قبل تر از آنکه یک سیگنال به آن منطقه برسد به جای آنکه به دنبال سیگنال بگردند و بعد تلاش کنند که آیا سیگنال با خط روند کار می کند یا نه ؟ حرفه ای ها به طور پنهانی در بازار کمین می گذارند و وقتی یک معامله خودش به آنها نزدیک می شود با یک حرکت سریع آن را تصاحب می کنند . شما از کدام دسته هستید ؟ آیا قبل از آنکه موعد معامله اتان برسد در نمودار هایتان مناطق (flip) تبدیل سطح را مشخص کرده اید ؟ و کمین هایتان را گذاشته اید ؟ اجازه می دهید که معامله به شما نزدیک شود ؟
جائی که شما قصد دارید وارد یک معامله شوید بسیار بحرانی می باشد اگر شما به طور اشتباه وارد قسمتی از روند شوید شما وقتی وارد شده اید که حرفه ای ها قبلا وارد شده و پول خود را از روند برداشته اند و سود کرده اند و شما نباید وارد شوید وقتی که بزرگان در حال خروج هستند والبته این اتفاق اغلب واقع می شود وقتی که یک روند در حال برگشت می باشد یا حتی خواهید دید که قیمت ها سقوط می کنند بنابراین شما نمی خواهید همچین پوزیشنی را بگیرید به این دلیل است که نقطه ورود برای معامله شما بسیار بحرانی است . اگرچه "منطقه شکار" فقط درتایم فریم روزانه طراحی و تنظیم می شود اما می تواند در تایم فریم های پایین تر مورد استفاده قرارگیرد . بعد ازتنظیم نمودارروزانه بر روی حمایت ها ومقاومت های کلیدی در رابطه به قیمت های (flip) تبدیل سطح کار کنید ، بررسی کنید که کدام بازار دارای روند می باشد و درچه تایم فریمی، کمین ها را بگذارید در یک موقعیت زمانی مشخص بالاخره زمان شکار فرا خواهد رسید که این راحت ترین قسمت ماجراست . همه معامله گران به دنبال این هستند تا با احتمال زیاد یک سیگنال معاملاتی در قیمت ها به دست آورند تا به انان تایید دهد آنچه را که انها فکر می کنند درست بوده است . قیمت های منطقه (flip) تبدیل سطح که درحول محدوده حمایت یا مقاومت نوسان می کنند و آماده اند که برای یک صعود یا سقوط حرکت کنند بهترین تایید این موضوع برای معامله گران است .یک مثال ازاین سیگنال ها ، الگوی شمعی Engulfing می باشد که در اینجا توضیح داده میشود.
درمثال زیرمشاهده می شود که در یک روند نزولی آشکار منطقه شکارشناسائی شده است ،درون این منطقه یک کندل نزولی Engulfing تایید می کند که با احتمال زیاد یک معامله کوتاه انجام می شود ، این برای یک معامله گر کافی است تا با احتمال زیاد در یک قیمت معاملاتی اقدام کند .
مثال دوم یک نمونه صعودی است . دراین چارت ما می توانیم یک روند صعودی آشکار را مشاهده کنیم به طوری که قیمت های پایانی بالاتر از یکدیگر بسته شده اند ( higher high – higher low ) قیمت ها در حول و حوش یک مقاومت قبلی یک سرو شانه ساخته اند و با یک بازگشت به سطح حمایت به طور آشکار یک منطقه (flip) تبدیل سطح را شکل داده اند این منطقه حالا یک منطقه شکار است ، قبل از طرح معامله گری آنکه یک انفجار را شاهد باشیم ، یک کندل صعودی Engulfing معامله را به پرواز در می آورد ، این به طور وضوح یک سیگنال قیمتی و یک مثال از احتمال بالای وقوع قیمتی است تا معامله گران معاملات خود را اینچنین در آینده شروع کنند این ها نمونه هایی از انواع معاملاتی است که اغلب مورد استفاده قرار می گیرند .
روکش کردن (استاندارد سازی)
عملکرد های معاملاتی که موفق می شوند و سود های بلند مدت می سازند برای معامله گرانی است که معاملاتشان را انتخاب می کنند و می دانند دقیقا چه زمانی باید یورش ببرند وقتی که یک فرصت آشکار می شود.
وقتی که بقیه معامله گران پول هایشان را وارد معامله می کنند ، معامله گران موفق آنها را نظاره می کنند و آماده اند تا شلیک کنند آن وقت هرچه در سر راهشان هست را می زنند . به عبارت دیگر معامله گران سود ده ، نشسته ، منتظر و پنهان آماده لحظه اشان هستند وقتی که لبه کار را دیدند با یک یورش استراتژیک کار را تمام می کنند .
در حال حاضر وقتی که این طرح بزرگ باعث سود آوری معامله گران می شود و برایشان سودهای خوبی می سازد ، بقیه معامله گران بسته های پولشان را از دست می دهند چرا که آنها به دلیل عدم نظم در معاملتشان ، موفق نیسنتد .
درحالیکه معامله گران موفق درسود هستند بقیه هنوزبا فاصله ای زیاد عقب ایستاده اند حتی اگر معاملات بیشتری انجام دهند و یا هنوز بیشتر به مانیتورها نگاه کنند.
امیدوارم شما هردو درس را گرفته باشید که چطور با یک احتمال بالا معامله کنید و همچنین برنامه معاملاتتان را چگونه تنظیم کنید ؟ اگر شما فقط یک درس را فراگرفته باشد موارد زیر را دارید :
آیا معاملهگری ساختاری مکانیکی و سفت و سخت دارد؟
بدون شک معاملهگری کار سختی است و به قول یکی از تریدرهای بسیار معروف (که متاسفانه نامشان در خاطرم نیست)، سختترین راه برای بدست آوردن پول راحت است. متاسفانه خیلیها فکر میکنند با خواندن چند کتاب و رفتن به چند کلاس و دیدن چند ویدئو، از فردا بازار را با حداکثر توان شخم خواهند زد. اما این مورد یک خیال واهی است. قطعا هیچکس با این کارها تریدر نشده و نخواهد شد. البته که مطالعه و ساعتها بررسی و تمرین روی چارت قیمت و پیدا کردن نکات ریز و درشت اهمیت دارد، اما حرف آخر را تجربه میزند.
یک مثال ملموس میزنیم. کریستیانو رونالدو و لیونل مسی را در نظر بگیرید. هر دو جزو بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال هستند. هر ضربهای که این دو بازیکن به توپ میزنند و یک گل زیبا را به همراه دارد، حاصل روزها و هفتهها و ماهها و سالها تمرین مداوم است. مسلما در هر ضربهای که به توپ زدهاند، دیدهاند که بخشی از کارشان اشکال دارد و در ضربات بعدی سعی کردهاند آن اشکالات را برطرف کنند و این پروسه بهینه سازی را هر روز ادامه دادهاند.
وضعیت در معاملهگری نیز به همین شکل است. هر معاملهای که شما انجام میدهید یا موفق است یا شکست میخورد. اما تنها به همین ختم نمیشود. هر معامله اگر بر اساس دانش و دلیل واضح انجام شده باشد، چه شکست بخورد و چه به سود برسد، نکتهای را به شما خواهد آموخت. حالا یا شما آن نکته را یاد میگیرید و از آن به بعد رعایت میکنید و یا بازار آنقدر این نکته را برای شما تکرار میکند تا یادش بگیرید. بعضیها هم حوصله یاد گرفتن ندارند. پس بازار تا ابد آنها را تنبیه خواهد کرد.
حالا میرسیم به سوال اصلی؛ آیا معاملهگری ساختاری مکانیکی و سفت و سخت دارد؟
شخصا میگویم خیر؛ اینطور نیست! هر لحظه بازار شرایط متفاوتی دارد و داینامیک است. اگر استاتیک بود که همه دست آن را میخواندند. مشکل اصلی که در خیلی از مطالب میبینیم این است که همه میگویند فلان قوانین را به شکل سفت و سخت در بازار اجرا کنید و شک نکنید که موفقیتتان حتمی است.
بسیار خب؛ در جواب این افراد یک سوال میپرسیم: چرا اکسپرتها بعد از مدتی دیگر سودآوری نداشته و برعکس زیانهای سنگینی به حساب وارد میکنند؟
اگر نمیدانید اکسپرت چیست، به صورت ساده باید بگوییم که نوعی برنامه کامپیوتری است که در پلتفرم معاملاتی شما اجرا شده و طبق قوانین از پیش تعریف شده و بدون خطای تشخیص، معاملات را انجام میدهد. اکسپرتها به این دلیل نوشته شدهاند تا همه چیز اتوماتیک باشد و احساسات انسانی در معاملات دخیل نشوند.
مشکل اصلی اکسپرتها این است که بازار ساخته دست انسانها و احساساتشان است. هر حرکتی در بازار با نقشه قبلی پیش میرود تا بیم و امید (احساسات) معاملهگران را تقویت کند تا حرکتی در جهت دلخواه بانکها (بیگ بویز) انجام دهند. باید مدتها در بازار بود و چارت قیمت را دید و بررسی کرد تا درک کنیم که:
- قیمت از کجا و از چه سطحی آمده؟
- آن سطح خودش در واکنش به چه چیزی بوجود آمده؟
- به کجا میرود؟
- با چه شدتی حرکت میکند؟
- آیا تلهای (تریکس) در کار است؟
- نقشه بعدی بانکها احتمالا چه میتواند باشد؟
و دهها سوال دیگری که باید از خودتان بپرسید.
شاید فکر کنید که در این حالت معاملهگری بسیار سخت است و نمیتوان اینگونه کار کرد. اینجاست که همان مسئلهای که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردم پا به میان میگذارد: تجربه!
وقتی تجربه کافی داشته باشید با یک نگاه ساختار بازار را تشخیص میدهید و انگار قیمت در حال صحبت کردن با شماست. همانطور که وقتی توپ به سمت رونالدو و مسی میآید، طوری به آن ضربه میزنند که انگار آسانترین کار دنیا را انجام میدهند. چون در مدت زمانی که توپ در حال حرکت به سمت آنهاست، ذهن و ناخودآگاهشان همه چیز را محاسبه کرده و حتی میدانند باید با چه شدتی با آن ضربه بزنند تا گل شود.
بنابراین دست از جستجو برای پیدا کردن بهترین اکسپرت و اندیکاتور که فلان درصد در ماه سوددهی دارد و میتواند شما را خوشبخت کند بردارید و به دنبال درک ساختار واقعی بازار بروید. قطعا زیان نخواهید کرد…!
طرح معامله گری
چکیده: سودآوری و سرمایهگذاری در بازار بورس، نقش سازنده ای در رونق اقتصادی و ایجاد بستر مناسب شغلی و رفاهی در جامعه دارد. از طرفی بازار بورس و سرمایه، پر نوسان بوده و قابل پیش بینی نیست. بنابراین، ارائه راهکارها و تکنیک هایی که ریسک سرمایهگذاری در بازار بورس را کاهش داده و در طرح معامله گری مقابل سودآوری را افزایش دهند مهم و ضروری محسوب می شود. در بازار سهام از قوانین تجاری برای کسب سود بیشتر استفاده می شود اما این به تنهایی کافی نیست و باید برای بازدهی بالا در بازار بورس از ترکیب استراتژی-های مختلف و مناسب بهره برد. در تحقیق پیش رو، سعی شده است یک طرح معامله گری استراتژی مبتنی بر عملکرد الگوریتم خفاش ارائه شود. استراتژی پیشنهادی با نام SMBAT بر پایه تئوری آشوب بوده و با ترکیب آن با الگوریتم خفاش سعی کردیم از مزایای هر دو در کسب بازدهی از بازار بورس استفاده کنیم. در ادبیات موضوع، استفاده از الگوریتم ژنتیک و pso رایج بوده و ما در این تحقیق الگوریتم pso را به منظور مقایسه نتایج دو الگوریتم بکار برده ایم. در سایر رویکردهای معاملاتی، تنها از یک بخش از اطلاعات برای کسب نتیجه استفاده می شود و این باعث می شود درصد خطا و کاهش سود بالا رود. در صورتی که بتوانیم از مزایای چندین رویکرد در معاملهگری در بورس استفاده کنیم می توانیم بازدهی را دوچندان کنیم. در رویکرد پیشنهادی، سعی داریم از الگوریتم خفاش، برای تعیین بهینه ترین وزن های خرید و فروش با هدف به حداکثر رساندن سود استفاده کنیم. به ازای هر سهم، یک آرایه 11 بعدی از بهینه ترین وزن ها ارائه شده و یک استراتژی خرید و فروش بر اساس سود پیشنهاد می شود تا وزن ها در طول زمان بروز شوند. برای تعیین بهترین وزن ها، از الگوریتم خفاش در بلند مدت برای کسب سود استفاده کردیم. وزن های خرد و فروش به ازای سهام، با هر اجرای الگوریتم بروز شده و وزن های مناسب تری برای کسب سود از خرید و فروش پیشنهاد می شود تا با برقراری شرط پایان بهینه ترین وزن خرید و فروش به ازای سهام پیشنهاد شود. با توجه به اینکه، تعداد قوانین برای معاملهگری و کسب سود زیاد می باشد ما سه شرط را در الگوریتم برای کسب سود لحاظ کردیم. مجموعه دادهها به صورت دادههای range, up-trend و down-up-range برای سهام مختلف بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نتایج نشان داد که استراتژی پیشنهادی توانست در مقایسه با الگوریتم ترکیبی pso با توجه به ریسک بالای سرمایهگذاری سود بالاتری نیز کسب کند. با محاسبه صحت، الگوریتم مقدار 76% را کسب کرد و با دقت 83% موفق شد F-score تقریبأ 76% درصد را به خود اختصاص دهد.
#الگوریتم معاملهگر بورس #الگوریتم خفاش #سرمایهگذاری در بورس #هوش مصنوعی #بهینهسازی محل نگهداری: کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود
یادداشت: حقوق مادی و معنوی متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد.
تعداد بازدید کننده:
[کلیدواژه ها: اختیار معامله ی آسیایی، اختیار معامله ی توان، فرآیند براونی کسری، قیمت گذاری اختیار معامله]
[کلیدواژه ها: شرکت های قابل واگذاری، سرمایه گذاری، محیط رقابتی، تکنیک های ابتکاری، الگوریتم شکار هوشمندانه ی خفاش، تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره، تکنیک طراحی مبتنی بر بدیهیات، الگوریتم تخصیص پایدار، شرکت های شکارچی و طعمه.]
[کلیدواژه ها: چابکی سازمانی، سرمایه فکری، تسهیم دانش، استراتژی قوی، طرح های سازگار،هویت و رهبری مشترک، قابلیت ارزش آفرینی، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه ای، ابعاد تسهیم دانش، کارکنان بانک صادرات استان اصفهان]
[کلیدواژه ها: سرمایه اجتماعی، سرمایه شناختی، سرمایه رابطه ای، سرمایه ساختاری، انتقال تکنولوژی، عملکرد رقابتی]
[کلیدواژه ها: مدیریت و بهینه سازی پورتفوی (سبد سهام)، تئوری مدرن پورتفوی، بهینه سازی ابتکاری و تکاملی، الگوریتم ژنتیک، الگوریتم ترکیبی ژنتیک و نلدر-مید، الگوریتم گروه ذرات (PSO)، الگوریتم رقابت استعماری، خبرگان بورس، تازه کارهای بورس.]
[کلیدواژه ها: رفتار توده وار، سرمایه گذاران نهادی، سرمایه گذاران فردی، معامله با بازخورد مثبت، بازار بی ثبات، بازده غیرعادی]
[کلیدواژه ها: عیب یابی سازه های فضاکار، الگوریتم بهینه سازی خفاش، الگوریتم بهینه سازی اجتماع ذرات، انرژی کرنشی مودال، شدت و مکان خرابی]
[کلیدواژه ها: قیمت گذاری، پخش بار، مصرف کننده، انتقال، قیمت گذاری نهایی، قیمت گذاری مسیر قرارداد، قیمت گذاری مگاوات مایل مبتنی بر پخش بار، تخصیص فلو، ترانزیت]
روانشناسی معامله گری چیست؟ + ویدیو آموزشی از مارک داگلاس با دوبله فارسی
روانشناسی معاملهگری اصطلاحی گسترده است که شامل تمام عواطف و احساساتی میشود که یک معاملهگر معمولی هنگام معامله با آن روبرو میگردد. برخی از این احساسات مفید هستند و باید آنها را پذیرفت درحالی که برخی دیگر مانند ترس، حرص، اضطراب، عصبانیت و غیره باید مهار شوند. روانشناسی معاملهگری بحثی پیچیده است و برای تسلط کامل بر آن باید زمان زیادی گذاشت.
در واقع، بسیاری از معاملهگران بیش از جنبههای مثبت، تاثیرات منفی طرح معامله گری روانشناسی معاملهگری را تجربه میکنند. تاثیرات منفی روانشناسی میتواند به صورت بستن زودتر از موعد معاملات سودده یا باز نگه داشتن بیش از حد معامله زیانده خود را نشان دهد.
یکی از خیانتآمیزترین احساسات در بازارهای مالی، ترس از دست دادن یا سندروم FOMO است. این سندروم معاملهگران را مجاب میکند برای جا نماندن از روند اوجگیری بازار وارد آن شوند و وقتی جهت حرکت بازار معکوس میشود، استرس بالایی به معاملهگران وارد میکند.
معاملهگران موفقی که از جنبههای مثبت روانشناسی بهره میگیرند و جنبههای بد آن را مدیریت میکنند، بهتر میتوانند از پس نوسانات بازارهای مالی برآیند و یک معاملهگر حرفهای شوند.
مبانی روانشناسی معاملهگری
مدیریت احساسات
ترس، حرص و طمع، هیجان، اعتماد به نفس بیش از حد و عصبانیت، همه و همه احساسات معمولی است که معاملهگران در برهههای زمانی مختلف آنها را تجربه میکنند. مدیریت احساسات در معاملات میتواند حد واصل میان رشد حساب معاملاتی فرد یا ورشکستشدن اوست.
درک FOMO
معاملهگران باید به محض بروز سندروم FOMO آن را شناسایی و سرکوب کنند. اگرچه این کار، کار آسانی نیست اما باید به یاد داشته باشید که همیشه معامله دیگری وجود دارد.
اجتناب از اشتباهات معاملهگری
تمام معاملهگران، فارغ از میزان تجربهشان دچار اشتباه میشوند اما درک منطق این اشتباهات میتواند اثر گلوله برفی در معاملات را محدود کند. (اثر گلوله برفی به فرآیندی گفته میشود که در آن وقایع کوچک در نهایت منجر به تاثیرات بزرگ میشوند) برخی از اشتباهات رایج معاملاتی عبارتند از: معامله در بازارهای متعدد، حجم معاملات نامناسب و استفاده از لوریج بزرگ.
غلبه بر حرص و طمع
حرص و طمع یکی از رایجترین احساسات در بین معاملهگران است و باید توجه ویژهای به آن داشت. وقتی طمع بر منطق غلبه میکند، معاملهگران برای جبران ضررهای پیشین، از اهرم بیش از حد استفاده میکنند. هرچند حرف زدن در این مورد بسیار راحتتر از انجام دادن آن است اما معاملهگران باید درک کنند که چگونه حرص و طمع را هنگام معامله کنترل کنند.
اهمیت ثبات در معاملات
معاملهگران تازهکار همواره به دنبال فرصت در بازارهای مختلف هستند؛ اما باید توجه داشت که این بازارها تفاوتهای ذاتا زیادی با یکدیگر دارند. بدون داشتن یک استراتژی خوب که بر روی تعداد محدودی بازار متمرکز شده باشد، معاملهگران نتایج ضد و نقیضی مشاهده میکنند. معاملهگران باید در معاملات خود ثبات داشته باشند و معاملات خود را در چند بازار محدود متمرکز کنند.
نادیده گرفتن افسانههای معاملهگری
ما اغلب تحت تاثیر آنچه میشنویم قرار میگیریم. در معاملهگری نیز همین اتفاق رخ میدهد. شایعات زیادی پیرامون معاملهگری وجود دارد. به عنوان مثال اینکه: «معاملهگران برای موفقیت باید حساب بزرگی داشته باشند» یا اینکه «برای سودآوری، معاملهگران باید در بیشتر معاملات خود موفق باشند». این افسانههای معاملهگری میتوانند به یک مانع ذهنی تبدیل شوند و از معاملات جلوگیری کنند.
اجرای مدیریت ریسک
هرچقدر در مورد اهمیت مدیریت ریسک صحبت کنیم، باز هم کم است. مزایای روانشناختی مدیریت ریسک بیپایان است. قرار دادن حد ضرر و حد سود و انتخاب حجم درست برای معاملات، به معاملهگران اجازه میدهد تا طرح معامله گری نفس راحتی بکشند چرا که میدانند برای رسیدن به هدف، چه مقدار از سرمایه خود را به خطر انداختهاند. جنبه دیگر مدیریت ریسک کاهش تاثیر معاملات بر احساسات معاملهگران است.
چگونه میتوان مانند یک معاملهگر موفق عمل کرد؟
اگرچه نکات ظریف بسیاری وجود دارد که به موفقیت معاملهگران حرفهای کمک میکند اما چند راهکار مشترک وجود داد که معاملهگران از هر سطحی میتوانند در استراتژی معاملاتی خاص خود لحاظ کنند.
۱- هرروز نگرشی مثبت نسبت به بازارها داشته باشید. این موضوع ممکن است بدیهی به نظر برسد اما حفظ این نگرش مثبت خصوصا زمانی که در چند معامله متوالی ضرر کردهایم، سخت است. نگرش مثبت ذهن شما را از افکار منفی که ممکن است مانع انجام معاملات جدید شود، پاک میکند.
۲- نفسانیت را کنار بگذارید. بپذیرید که ممکن است معاملات اشتباهی داشته باشید و چه بسا این امکان وجود دارد که بیشتر از اینکه سود کنید، ضرر کنید. قبول اشتباه میتواند برای بسیاری از افراد سخت باشد اما توجه کنید اگر با اعمال مدیریت ریسک و اتخاذ رویکردی روشمند بتوانید سود متوسط بیشتری نسبت به زیانهای متوسط خود داشته باشید، در نهایت به سودآوری خواهید رسید.
۳- تنها بهخاطر اینکه معاملهای کرده باشید، معامله نکنید. شما فقط میتوانید بر روی فرصتهایی که بازار به شما داده است معامله کنید. ممکن است بعضی روزها پانزده معامله انجام دهید و سپس تا چند هفته فرصتی برای معامله پیدا نکنید. تمام اینها به وضعیت بازار وابسته است پس تنها برای معامله کردن، معامله نکنید.
۴- دلسرد نشوید. این توصیه کمی شبیه توصیه اول است؛ اما تفاوتهای ظریفی با هم دارند. بسیاری از مردم معاملهگری را بهعنوان یک طرح سریع برای ثروتمند شدن میبینند؛ در حالی که معاملهگری در واقع یک سفر بلند مدت است. توقع سود فوری باعث سرخوردگی و بیحوصلگی میشود. به یاد داشته باشید که منظم باشید و مسیر خود را ادامه دهید. معاملهگری یک سفر است.
معرفی مارک داگلاس :
مارک داگلاس از قدیمی های این بازار است و خیلی ها او را پدر علم روانشناسی معامله گری می دانند. او سال های زیادی را به آموزش و تدریس مباحث روانسناسی در بازارهای مالی پرداخته است.
این مجموعه بی نظیر به زبان انگلیسی می باشد که نام اصلی آن “How To Think Like a Professional Trader” یعنی چگونه مانند یک معامله گر حرفه ای فکر کنیم.
دو کتاب بسیار با ارزش از این نویسنده مطرح در ایران به چاپ رسیده: یکی کتاب The Disciplined Trader (معامله گر منظم) و دیگری Trading in the Zone (معاملات ذهنی) می باشد.
موفقیت در معامله گری ۸۰ درصد ارتباط مستقمی دارد با جنبه های روانی معامله و تنها ۲۰ درصد به روش های معامله گری اعم از تکنیکال و فاندامنتال بستگی دارد. او می گوید شما می توانید با یک دانش متوسط در تحلیلگری در صورتی که کنترل روحی و روانی خود را از دست ندهید در بازار سود کنید و برعکس حتی اگر بهترین و بزرگ ترین سیستم معاملات را داشته باشید اما کنترل روحی و روانی نداشته باشید، در بازار ضرر می کنید.
6 نکته در خصوص تبدیل شدن به یک استاد نظم و انضباط در معاملات
لزوم ورود افراد به دنیای معامله گری آن ها را به یک معامله گر تبدیل نمی کند. متاسفانه از تعداد افرادی که به عنوان تریدر در بازارهای مالی، وارد می شوند تنها حدود 2 درصد آن ها موفق و برنده می شوند و 98 درصد دیگر سرمایه خود را در این راه از دست می دهند.
اما چه چیزی سبب این موضوع می شود؟ در پاسخ باید گفت عدم درک مفهوم انضباط و نظم معامله گری یکی از دلایل اصلی در این زمینه است. این موضوع به روان شناسی بازارهای مالی اشاره دارد. یعنی شما باید در کنار آموزش انواع روش های تحلیل تکنیکال یا تحلیل فاندامنتال و روش های معامله گری دیگر، با روانشناسی بازار نیز آشنا باشید. یکی از موضوعات مهم در روانشناسی بازار مفهوم نظم معامله گری است که در ادامه به 6 نکته در خصوص نظم معامله گری می پردازیم. اما قبل از پرداختن به موضوع نظم و انضباط در معامله گری بهتر است این مفهوم را تعریف کنیم.
مفهوم نظم و انضباط معاملاتی
نظم و انضباط پایه و اساس همه استراتژی های معاملاتی کاربردی است. بدون نظم و انضباط، از خطرات معاملاتی که انجام می دهید آسیب خواهید دید. این خطرات شامل ترس و طمع و یا ترس از دست دادن فرصت است. تنها با پاسخگو نگه داشتن خود و حفظ نظم و انضباط در هر زمان می توانید به اهداف تجاری خود برسید و به یک معامله گر موفق در بازارهای مالی تبدیل شوید.
اگر قبل از یادگیری نظم و انضباط، بر روی استراتژی معاملاتی خود تمرکز کنید، جزئیات استراتژی شما واقعا اهمیتی نخواهد داشت. نظم و انضباط چیزی است که استراتژی های تجاری موفق را ممکن می کند. نظم در معامله گری به این دلیل مهم است که شاخص های فنی، تکنیک های مدیریت ریسک و اصول معاملاتی در نهایت نتیجه بدهند.
احساس غرق شدن در معامله گران بسیار متداول است. هنگامی که ضررهای آن ها زیاد شده و این ضررها شروع به انباشته شدن کنند، خروج زودهنگام می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. برعکس این قضیه نیز صدق می کند. هنگامی که سودها و دستاوردها زیاد می شوند، پافشاری شما برای ادامه سرمایه گذاری در آن موقعیت می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. معامله گران منضبط با هیچ حرکت قیمت خاصی منحرف نمی شوند. آنها متوجه می شوند که وقتی نظم در معامله گری به درستی اعمال شود و به آن پایبند باشند، استراتژی های معاملاتی آنها در طول زمان سود خالص ایجاد می کند.
تجارت را در چشم انداز خود حفظ کنید. هنگام معامله بر روی تصویر بزرگ متمرکز بمانید. یک معامله با ضرر نباید ما را شگفت زده کند، چرا که ضرر بخشی از تجارت است. هنگامی که یک معامله گر برد و باخت را به عنوان بخشی از تجارت بپذیرد، احساسات تأثیر کمتری بر عملکرد معاملات خواهند داشت. تعیین اهداف واقع بینانه که با یادگیری نظم معامله گری ایجاد می شود، بخش مهمی از حفظ چشم انداز معاملات است. کسب و کار شما باید بازدهی معقولی را در مدت زمان معقولی به دست آورد. اگر انتظار دارید تا چندروز، یا چند ماه و حتی دو سال آینده مولتی میلیاردر شوید، خود را برای شکست آماده کرده اید.
6 نکته در خصوص تبدیل شدن به یک استاد نظم و انضباط در معاملات
تبدیل شدن به یک معامله گر موفق به زمان و تمرین نیاز دارد. با این حال، چند کار وجود دارد که می توانید برای ایجاد، بهبود و افزایش سطح نظم معامله گری خود انجام دهید. هنگام طراحی یک استراتژی تجاری موثر، موارد زیر را در نظر داشته باشید:
1)مجموعه ای واضح از قوانین نظم معاملاتی را دنبال کنید، اگر دستورالعملی ندارید بنابراین شما نمی توانید موفق باشید. در نتیجه، مجموعه ای از قوانین را دریافت کرده و شروع به پیروی از آنها کنید.
2)با چیزی آسان شروع کنید و نظم و انضباط خود طرح معامله گری طرح معامله گری را رشد دهید، بهترین استراتژی معاملاتی برای شما این استراتژی است که موضوعات را کاملاً درک کنید. معامله گرانی که خسته، عصبی یا گیج هستند احتمالاً حس نظم و انضباط خود را از دست می دهند. هنگامی که از یک چیز کوچک شروع و با پیروی از قوانین خود شروع به موفقیت کنید، اعتماد به نفس مورد نیاز را به دست خواهید آورد. به عبارت دیگر از مفاهیم پیچیده برای شروع یادگیری دوری کنید تا خسته و گیج و سردرگم نشوید.
3)هدف خود را با پیروی از قوانین خود تعیین کنید. معامله گران می خواهند پول در بیاورند! با این حال، ما ابتدا به چارچوب خود نیاز داریم. اگر نتوانید چارچوبی برای خود بسازید، هرگز تجارت پولی موفقی نخواهید داشت. بنابراین تا زمانی که در ایجاد و پیروی از قوانین خود تسلط پیدا نکردید، هدف خود را پیروی از قوانین موجود قرار دهید، سپس زمانی که تسلط لازم را پیدا کردید، شروع به تغییر عناصر استراتژی خود می کنید که شما را به سمت سودآوری سوق می دهد.
4)همیشه از یک طرح معاملاتی استفاده کنید. طرح معاملاتی مجموعه ای از قوانین مکتوب است که معیارهای ورود، خروج و مدیریت پول معامله گر را برای هر خرید مشخص می کند. با فناوری امروزی، آزمایش یک ایده معاملاتی قبل از ریسک کردن پول واقعی، آسان است. این طرح معامله گری روش که به عنوان بک تست شناخته می شود، به شما امکان می دهد ایده معاملاتی خود را با استفاده از داده های تاریخی اعمال کنید و تعیین کنید که آیا قابل اجرا است یا خیر. هنگامی که یک طرح توسعه یافت و آزمایش بک تست نتایج خوبی را نشان داد، می توان از آن در معاملات واقعی استفاده کرد.
5)با تجارت و ترید مانند یک تجارت رفتار کنید. برای موفقیت، باید به تجارت به عنوان یک تجارت تمام وقت یا پاره وقت نگاه کنید، نه به عنوان یک سرگرمی یا شغل. اگر به عنوان یک سرگرمی مورد توجه قرار گیرد، هیچ تعهد واقعی برای یادگیری وجود ندارد و اگر به آن به عنوان شغل نگاه کنید، می تواند ناامید کننده باشد زیرا هیچ دریافت حقوق منظمی وجود ندارد. تجارت تجارت است و متحمل هزینه، ضرر، مالیات، عدم اطمینان، استرس و ریسک است. به عنوان یک معامله گر باید برای به حداکثر رساندن پتانسیل خود تحقیق و استراتژی داشته باشید.
6)یک متدولوژی مبتنی بر حقایق ایجاد کنید. باید به این باور برسید که صرف زمان منظم برای یادگیری و توسعه یک روش معاملاتی مناسب ارزش تلاش را دارد. معامله گرانی که عجله ای برای یادگیری ندارند، معمولاً زمان بیشتری برای بررسی تمام اطلاعات موجود دارند. این را در نظر بگیرید: اگر می خواهید شغل جدیدی را شروع کنید، به احتمال زیاد باید حداقل یک یا دو سال در یک کالج یا دانشگاه تحصیل کنید یا به صورت تجربی شروع به فراگیری کنید تا اینکه واجد شرایط درخواست موقعیت در رشته جدید باشید. یادگیری نحوه تجارت حداقل به همان مقدار زمان و تحقیق و مطالعه مبتنی بر واقعیت نیاز دارد.
دیدگاه شما